قیر
قیر
قیر
آواز کلاغ مدرن
برای تیر برق های کور
خوانشی را بخوانید از استاد شکار سری بریکی از شعر های دفتر قابیل توبه می کند
| خوانش شعري از ابراهيم اکبري ديزگاه؛ در خلوت برف |
|
* حميدرضا شکارسري «روي تک قبر نيم متر برف فاتحه مع الصلواَ» ( 1 ) اين تک تک اشياء نيستند که به فضا معني مي دهند، بلکه اين فضاست که به تک تک اشياء معنا مي بخشد. حتي اين اشياء نيستند که فضاسازي مي کنند بلکه فضا، امکان حضور اشياء را فراهم مي سازد.

بنابراين، «فضا» در آثار هنري، حاصل حضور اشياء نيست، بلکه يک مفهوم مجرد و غيرمادي است که حاصل نوع نگرش هنرمند به جهان و به مقوله هنر است. پس معناي يک واژه واحد، بسته به اينکه در چه فضايي حاضر شده است و نيز بسته به اينکه آن فضا چه واژه هاي ديگري را به خود فراخوانده است، متفاوت خواهد بود. گاهي اما فضاي اثر معناي واژه را تغيير نمي دهد بلکه با تغيير نوع بيان، لحن و حتي نوع چينش کلمات و تقطيع سطرها، مسير خوانش و تأويل مخاطب را تغيير مي دهد. فضاي شعر «اکبري» فضاي غربت است و درست به همين دليل تنها يک «تک قبر» به شعر احضار مي شود و نه يک قبرستان و باز درست به همين دليل «نيم متر برف» بر روي اين تک قبر جمع شده و دستي نبوده تا آنها را کنار بزند. و باز، درست به همين دليل شاعر از سر ترحم، همدلي يا هر حس ديگري از اين دست، فاتحه و صلواتي نثار غريبه خفته در اين قبر مي نمايد. اما حالا بياييد، لحن خود را هنگام قرائت آخرين سطر عوض کنيم! فضا با تغيير لحن، نوع خوانش و تأويل ما را تغيير خواهد داد. مخاطب مي تواند به جاي لحن متأثر و غمگنانه، سطر سوم را تمسخرآميز، لاقيد يا سرخوش بخواند. آنگاه اثر به هجو زندگي و مرگ پرداخته است و در واقع فضايي پوچ انگار را بر شعر مسلط مي يابيم. پس حتي بدون حضور مقتدر شاعر، مخاطب با نوع قرائتش، فضايي خاص مي سازد و اشياء را به ضرورت اين فضا به شعر فرا مي خواند و معنا مي بخشد. فضاي «اکبري» و معنا بخشي آن به متن هرگز از فضاي من و شماي مخاطب اصيل تر نيست. مؤلف نيز يکي از خوانندگان بي شمار متن محسوب مي شود. کنجکاوم که بدانم «اکبري» اين سه سطر را چگونه مي خواند؟! ( 1 ) قابيل توبه مي کند- ابراهيم اکبري ديزگاه- هنر رسانه ارديبهشت- 1387
|
|
|
 |
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 3:19 توسط ا. اکبری دیزگاه
|