RSS
سربریده ی قوچ را
اسماعیل را
نمی شوید
باقلب نامطمئن
با دست های خونین
به دیزگاه باز می گردد
تا چشم هایش را درچشمه ی کور بشوید
شاید.....
به دیزگاه می رسد
کشتی
ابراهیم سوار می شود
تا
نا
کجا
....
( نوح راننده ی خوبی نبود)