آخرین حرفم این بود
دیگر عرضی ندارم
خداحافظ
سال ها درد می کشیدم
*
ماه ها
*
روزها
*
پا روی دم خودم گذاشته بودم
نمی دانستم
|
|
پشت تمام چراغ های قرمز
سبز می شویم
بامشتهای گره کرده با لب های بسته

این هم عکسی از همشهری عزیزم
شباب گلچین
مجموعه شعر " من آسمان ندارم " اینجانب تا چند روز دیگر از طریق انتشارات فصل پنجم منتشر می شود. همین وتمام.
وداستانی بخوانید ازمن در خرده روا یت ها http://dastan88.blogfa.com/
"مریم هنوز باکره است"
گزارش پزشک قانونی
نه شیرین به سر قرار آمد
نه لیلی
همه صندلی های پارک شهر مجنون شدند.
شعر هایی برای امام رضا
1
هزاردست
در طلب دامن آفتاب
دستی می رسد
دستی نمی رسد
2
شاد می رود
غمگین برمی گردد
اتوبوس پیر تهران- مشهد
3
موهای طلایی اش را
زیر روسری پنهان می کند
دخترک زائر
4
خطاب امام
کدامیک از شما
از چاههای کوفه آمده
کبوترگنبد طلایی
5
دخیل می بندد
باد
بر درت
آرام می شود.
6
آهویی در این شعر
دنبال تو می گردد
"یا
ضا
..."
7
تفنگ را به سوی خود گرفت
صیاد
آهویی فریاد کشید
" یا ضامن انسان"
8
کورشد
دوربین
بعد
از گنبد طلایی ,شفا خواست
9
آفتاب غروب کرد
درخشید
گنبد طلایی
10
خورشید در آسمان
سرگردان
اونمی شناسد آفتابی است در سرزمین خراسان.
11
وارد حرم شد
کفش هایش را
تحویل کسی نداد
ابر گریان
12
از حرم بیرون می آید
پیر مرد
یکی یکی زخم های آهو را می شمارد.
با تیشه ی شکسته
می نویسد
روی صخره
« گور پدر شیرین»
از چاله در آمد
یوسف
خود را به چاه انداخت
گرگی بیچاره شد.